|
غزال جان : لبخند زدی و آسمان آبی شد شبهای قشنگ مهر مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد امروز همون روزیه که آسمون به زمین حسودیش شد . آخه در چنین روزی نازنینی پا به زمین گذاشت که زمین رو از خوشی و آسمون رو از حسادت ، دیوونه کرد . 26 مهرماه سالروز تولد غزال جنگل ماست . این روز قشنگ رو جشن میگیریم .
تولدت مبارک غزال عزیز امیدواریم که سال هایی سرشار از خوشی و موفقیت پیش رو داشته باشی . انشالله که تنبل خان در جشن تولد 180 سالگیت با دستهای خودش 180 تا شمع روی کیک بچینه . نکته : عزیزان جنگلی برای شرکت در جشن تولد تشریف بیارین و واسه کادو فقط کتاب بیارید ، چرا که غزال عزیز اخیرا اشتهای فراوانی برای خوردن کتاب پیدا کرده .
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 0:36 توسط تنبل خان
|
اول : هیچ خبر دارین که بزرگترین ظلم در حق یه تنبل خان مظلوم و بی دفاع اینه که یه غزال گردن کلفت بیاد و با وردنه بکوبه توی کله اش و جیغ بکشه که : خجالت نمیکشی تنبل خان تنبل که زورت میاد یه مطلب واسه جنگل بنویسی ؟ و بعدش با عصبانیت تنبل خان رو تهدید کنه که اگه چشمای غزال خانم تا 24 ساعت دیگه مطلب تنبل خان رو سر در جنگل نبینه ، تمام درخت های جنگل رو توی سر تنبل بینوا خرد میکنه . شمارو به خدا میبینین ؟ این غزال نه به فکر نیازمندی محیط زیست به درختهاست و نه به فکر شماهایی که با تمام وجودتون عاشقانه به تنبل خان مهر میورزین . البته فکر نکنین تنبل خانه بیدیه که به این بادها بلرزه ها . اصلا و ابدا . حیف که تنبلی اجازه نمیده وگرنه یه مشت موریانه میریختم روی شاخ های این غزال تا شاخ هاش رو بخورن و ببینم با از دست دادن شاخ هاش هم اینقدر میتونه زور بگه یا نه . خواهشا شماها خون تون رو کثیف نکنین و به حمایت از تنبل خان شورش نکنین . تسویه حساب تنبل خان و این غزال زورگو بماند برای بعد . دوم : در افسانه ها اومده که امروز ولنتاینه . و صد البته نیازی به توضیح درباره این روز نیست چرا که تمام شماها بهتر از این تنبل خان سیر تا پیاز این روز رو میدونین . همچنین لابد خبر دارین که معادل پارسی ولنتاین در ایران باستان مصادف با هستش . و بازم نیازی به توضیح درباره دلیلش نیست چرا که ماشالله هزار ماشالله تمامی شما وجه تسمیه اش رو میدونین . تنها چیزی که تنبل خان میتونه بشما بگه اینه که توصیه میکنم اگه قصد صرفه جویی دارین ، فقط یکی از این دو مناسبت رو برگزار کنین . چون نه از نظر اقتصادی و نه از جنبه عشق و محبتی اصلا نمیصرفه که در دو مناسبت پی در پی این همه عشق خرج همدیگه کنین . سوم : ظاهرا در تمامی دنیا دیواری کوتاه تر از دیوار تنبل خان پیدا نمیشه ، آخه زن برادرهای تنبل خان بهش گیر دادن که بمناسبت هر دوی این روزها (ولنتاین خارجی ها و ایران باستانی ها) براشون هدیه بگیره . آخه نمیدونم چرا تمام عالم و آدم به این تنبل بینوا زور میگن . یعنی یه گردن کلفت پیدا نمیشه که به این همسر برادرهای محترم تفهیم کنه که شوهرهای مهربون شون باید براشون هدیه بگیرن ، و این تنبل هیچ وظیفه ای در قبال شون نداره . اگه راهکاری داشتین که بدون کتک کاری و خونریزی این مسائل رو به این جماعت تفهیم کنم ، ممنون میشم که راهکارتون رو ارائه بدین . و در نهایت اینکه : ولنتاین به همه شما و غزال این جنگل مبارک . توضیح ضروری : وقتی شما هم تنبلی باشین که یه غزال با چماق بالای سرتون ایستاده حتما دو تا پست رو قاطی میکنین . یعنی اینکه این پست قرار بود جای قبلی باشه و قبلی جای این . اما این غزال چنان بلایی سر تنبل خان آورده که تنبل خان اسم خودش رو هم کف دستش نوشته تا از یادش نره و راه خونه اش رو هم گم کرده چه برسه به امور مشکلی مثل ارسال مطلب برای یک بلاگ . حالا خودتون لطف کنین اول این پست رو بخونین و دوم پست قبلی رو .
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 22:28 توسط تنبل خان
|
سلام حضور مبارک تون عرض کنم که احتمالا خبر دارین در حالی که رومیان حدود 3 قرن بعد از میلاد موفق به اختراع ولنتاین شدن ، مردم ایران باستان بیشتر از 20 قرن قبل از میلاد روز عشق رو جشن میگرفتن . این روز سپندار مذگان یا اسفندار مذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال : روز اول روز اهورا مزدا ، روز دوم روز بهمن ( سلامت ، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است ، روز سوم اردیبهشت یعنی بهترین راستی و پاكی كه باز از صفات خداوند است ، روز چهارم شهریور یعنی شاهی و فرمانروایی آرمانی كه خاص خداوند است ، روز پنجم سپندار مذ بوده است . سپندار مذ لقب ملی زمین است . یعنی گستراننده ، مقدس ، فروتن . زمین نماد عشق است چون با فروتنی ، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد . زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد . به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند . در هر ماه ، یك بار ، نام روز و ماه یكی می شده كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد ، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه . مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت كه در ماه مهر ، مهرگان لقب می گرفت . همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت ، جشنی با همین عنوان می گرفتند. سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند . در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند . مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده ، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند . بیایین بجای ولنتاین ، سپندار مزگان ایرانیان باستان ، که روز عشق ایران باستان هست و مصادف با 29 بهمن میشه رو جشن بگیریم . پیشاپیش 29 بهمن ، روز عشق رو به تمام ایرانیان تبریک میگیم .
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 10:1 توسط تنبل خان
|
امروز 26 مهر ماهه
امروز روزیه که خدا لطفش رو در حق زمینی ها تکمیل کرد
امروز همه جا جشنه و بزن و بکوبه
بله ، امروز روز تولد غزال نازنین این جنگله
از طرف ساکنین جنگل به غزال عزیز میگیم که : غزال جون ، تولدت مبارک
برای غزال عزیز آرزوی عمری پر برکت و سرشار از خوشی داریم
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 3:3 توسط تنبل خان
|
سلام
مگه از همون روز اول که تنبل خان تشریف آورد قرار نبود غزال چهار تا مطلب بنویسه و مطلب پنجم رو برای تنبل خان بنویسه ؟ پس چی شد اون وعده و وعید ها ؟ بفرمایین . حالا هی به تنبل خان گیر بدین که تنبله . این غزال رو نگاه کنین . اصلا این دور و ورا پیداش نمیشه . غزال رفته و داره با خیال راحت تنبلی هاش رو میکنه ، اون وقت این طفل معصوم تنبل خان باید اسمش بد در بره . این هم شد عدالت ؟ این هم شد انصاف ؟ اصلا اینهم شد غزال ؟ جنگل همچین غزال تنبلی رو میخواد چکار کنه ؟ حالا که اینطوریه ، تنبل خان درهای جنگل رو باز میزاره ، تا شکارچی ها بیان و این غزال تنبل رو بشکارند . ولی از اونجایی که تنبلی به تنبل خان اجازه نمیده از جاش تکون بخوره و درهای جنگل رو باز کنه ، لطفا یکی از شما داوطلب بشه و از روی دیوار بپره پایین و درهارو باز کنه . تنبل خان منتظر یاری شما هستش .
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 3:16 توسط تنبل خان
|
سلام بنده تنبل خان هستم که قراره بعد از این با نویسنده محترم وبلاگ همکاری کنم . البته امیدوارم که از اسم بنده برداشت نکنین که خدایی نکرده ، من تنبل هستم . نخیر عزیزان . بنده بدون کمک کسی ساعت 11 صبح از خواب بیدار میشم و به تنهایی صبحانه میخورم و بعد کمی دراز میکشم و بعدش ساعت 1 ناهار میخورم و بعدش 5 - 6 ساعتی دراز میکشم تا ناهارم هضم بشه و بعدش اماده میشم تا شام بخورم و بعد از شام خوردن کمی دراز میکشم و در نهایت ساعت 12 شب میخوابم و تمامی این کارهارو به تنهایی انجام میدم . غیر از همه اینها زحمت طاقت فرسای نوشتن مطلب برای شما رو هم بر عهده دارم . البته برای اینکه فشار زیادی به پیکر نحیفم وارد نشه ، نصف مطالب رو از جاهای دیگه براتون انتخاب میکنم و نصف دیگه اش رو میگم غزال عزیز و زبر و زرنگ براتون بنویسه . فعلا باید برم چون دستهام شدیدا خسته شدن و وقت استراحتم شده .
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 12:45 توسط تنبل خان
|
|
منوی اصلی
پیوندها
جهنم برای او تقدیم به تو زگیل خان شهری از آفتاب Kill me But Don'nt Leave Me یک فرشته به اسم هیلاری داف آفرینش هنرپیشگان مرد مرده ღ●ਂº عاشقانه های صمیمی ºਂ●ღ سودای دل رسپینا ســـــــــــکوت اشـــــــک پاره پوره فرشه لکستان طنزستان آق دایی عمار مرشدی عشق ها بیان تو دنیای زیبایی ها .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی آرشیو
آخرین نوشته ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
